عشق+عشق=هیچ

مینویسم تا بخونید



نویسنده : عاشق مهربون ; ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ فروردین ۱۳۸۸

خبر:
عادل فردوسی پور معروف به عادل نود و باندش که قصد بر اندازی ورزشی را داشتند متلاشی شد!
مدیر شبکه سه فعالیت عادل فردوسی پور در آن شبکه را تکذیب کرد!
یک منبع آگاه:عادل فردوسی پور مدارک محرمانه تیم ملی را در اختیار آمریکا قرار می داد!
عادل فردوسی پور در راه زندان به دلیل سرما خوردگی درگذشت!


ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم




کلمات کلیدی :طنز




نویسنده : عاشق مهربون ; ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٧

  اول دخترا

5صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب…..:girl_sigh:

6 صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره .:27:

7صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت 12 ظهر کلاس داره!!!!!!!!batting eyelashes

8 صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم 18 کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و…:pinkglassesf:

9صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش):1:

10 صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد .time out

11 صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون 19 تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره .thumbs up

12 ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه - صندلی فیس تو فیس با استاد: در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و … ):5:

1 ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از 1.5 ساعت که قضیه خاستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شده .hee hee

2 ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیست!!!!!!!!!!!:32:

3 ظهر: دختر همچنان در جستجوی کیس مناسب جهت دریافت جزوه!!!!!:flowerysmile:

4عصر: دختر نا امید در حرکت به سمت خانه.sigh

5 عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاشم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش.:*:84:*:

6 عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل زنبق!!! میز دوم. به صرف سیرابی گلاسه.:6qwup3:

7 عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش. :winksmiley02:

8 غروب: دختر در حال پیاده شدن از ماشین اون پسره: راستی ببخشید جزوه تون کامله؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر می گیره.:consoling1:

9 شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه (از عواقب عاشقی):smil4337dd8b9eb25:

10شب: دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟؟!!؟!؟!؟!؟!:girl_sigh:

2شب: دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل.dancing

5 صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره sms داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت!!! و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای مناسب تری در کلاس نصیبش شد!!!!!!!!!!!! !:32:

 

 

دخترا لطفا خودشون رو کنترل کنند و 24 ساعت از زندگی پسرا

و پسرا

8 صبح: تو رخت خواب…..yawn

9 صبح: یکم وول میخوره  یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده….:6qwup3:

10 صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه(الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!)praying

11 صبح : از جا میپره سمت دستشویی………….(اگه نه که باز خوابه)not worthy

12 صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه 99 تا میس کال  199 تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا - رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و………اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله!:261:

میشه یه ساعت دیگه هم خوابید!

1 ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم  علی جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا! خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای شمشیریت بره ….علی جاااااان عللللللللللللی (پتو رو میکشه)….ا…مامان!! بزار بخوابم  پاشو دیگه پرتش میکنه:32:

2 ظهر:ماماااااااااااااان …..ناهار:*:84:*:

3 ظهر:مامااااان جورابام کو؟oh go on

4عصر: مامااااااااااان ….سوییچ؟؟hee hee

5 عصر: اولین اتو…(مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ثوابش این عمل انسان دوستانه رو انجام میدن):2:

6 عصر:به دستور مامان میره دنبال آبجی کوچیکه کلاس زبان البته این کار هم فقط از روی علاقه به خواهر انجام میده نه برای دید زنی چشم ها مثل چراغ پلیس میگرده که کسی از قلم نیوفته البته این کار هم برای نظارت وحس انسان دوستی انجام میده و فقط کافیه یک پسر 10 ساله بیاد بیرون از کلاس خواهر پشت کنکوریشو خفه میکنه که ..آره کلاس مختلطه تو هم این همه کلاس حتما باید بیای اینجا! حالا باشه خونه حسابتو میرسم به لیدا بگو بیاد برسونیمش دیر وقته زشته..(داداش آخه اون که خونه اش 2ساعت با ما فاصله است….امان از این خواهر ها که درد برادراشونو نمی فهمن نمی دونن برادر ضون بیچاره کمک و امداد…):31:

7 عصر: لیدا خانم شما تشنه تون نیست آبجی؟ تو چی؟ با یه آب زرشک چطورین؟
(زود خودش میخوره دوتا هم میاره میده به خواهرش و لیدا جون سریع راه میوفته یه ترمز شدید که لیدا جان نیازمند به دستمال کاغذی علی آقا هم که نقشه اش گرفت دستمال حاوی شماره موبایل رو تقدیم میکنه ….)با یه عالمه شرمندگی لیدا که خشکش زده ترجیح میده با مانتوش پاک کنه …:pinkglassesf:

8 غروب: دم خونه لیدا و لحظه فراق ….چه زود دیر می شود….!!!:44:

9 شب: آقا این خانم برسونین به این آدرس با آژانس خواهرو پیچوند…..:41:

10شب: یه مهمونی کوچیک طرفای کامرانیه حیلی خلوت فقط از دور شبیه تظاهرات میمونه…hee hee

2شب:مادر کجا بودی؟ دلم هزار راه رفت …. چقدر برای پایان نامه ات زحمت میکشی دیگه جون نمونده برات بیا یه لقمه غذا بخور جون بگیری؟ نه مامان خسته ام با لباس تو رختخواب ولو میشه (مادر: الهی مادرت بمیره باز بی غذا خوابید خدا لعنت کنه هر چی دانشگاه بچه های مردم اسیرن برا یه درس هر شب تحقیق!!!)drooling

:smoke::smoke::smoke::smoke::smoke::smoke::smoke::smoke::smoke::smoke::smoke::smoke::smoke::smoke:

 :smoke:




کلمات کلیدی :طنز




نویسنده : عاشق مهربون ; ساعت ۱:۱٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٧

سلامتولدت مبارک  تولدت مبارک سلام

خوش اومدی به جشن کوچولویه ما

تولدت مبارکتولدت مبارک

بفرما تو دم در بده

تولدت مبارکتولدت مبارکتولدت مبارک

می پرسی جشن چی؟؟؟

تولدت مبارکتولدت مبارکتولدت مبارک

خوب جشن تولد دیگه !!!

تولدت مبارکتولدت مبارکتولدت مبارک

تولدت مبارکتولدت مبارک

خوب حدس بزن کاری نداره

تولدت مبارکتولدت مبارکتولدت مبارک

یه راهنمایی : یه نگاه به نویسنده بنداز

تولدت مبارکتولدت مبارک

تولد من نه ، تولد یکی دیگه خوب دقت کن نویسنده وبلاگ منظورمه !!!

تولدت مبارکتولدت مبارکتولدت مبارکتولدت مبارک

حالا تولد کیه ؟؟؟؟

 

خوب آفرین به تو می بینم که متوجه شدی

امروز  (منظور از امروز 6/12/1387 ) تولد عاشق مهربون

تولدت مبارکتولدت مبارکتولدت مبارک

هووووورررررااااااااا

تولدت مبارکتولدت مبارکتولدت مبارک

عاشق مهربون جونی تولد 19 امین بهار ببخشید زمستون زندگیت مبارک باشه ایشاءالله

تولدت مبارکتولدت مبارک

خوب داشتی میومدی کادوتو با خودت آوردی ، مهمون بدون کادو قبول نیستا !

نیاوردی ، چرا الکی میگی پس اون گلا چیه

که قراره تو نظرا واسش بزاری؟؟؟؟!!!!

 

تولدت مبارک

چه لطیف است حس آغازی دوباره ،
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!
و چه اندازه شیرین است امروز

روز میلاد

روز تو !
روزی که تو آغاز شدی!

تولدت بی حد واندازه مبارک باشه علی جون ،

تبریک دست خالی منو با سخاوت بی حدت بپذیر

تولدت مبارکتولدت مبارک

این هم از اون فالی که قرار بود بزارم البته ربطشو نمیدونم چون عادت نداشتم 10 بار فال بگیرم همینو گذاشتم ،ترجمشو نمیزارم ناامیدی میاره به شعرش اکتفا میکنیم :

محرم راز

ساقیا برخیز و درده جام را                         خاک بر سر کن غم ایام را

ساغر می بر کفم نه تاز سر                       بر کشم این دلق ازرق فام را

گرچه بدنامی ست نزد عاقلان                   ما نمی خواهیم ننگ و نام را

باده در ده چند از این باد غرور                   خاک بر سر نفس نافرجام را

دود آه سینه ی نالان من                       سوخت این افسردگان خام را

محرم راز دل شیدای خود                          کس نمی بینم زخاص و عام را

با دلا رامی مرا خاطر خوش است               کز دلم یکباره برد آرام را

ننگرد دیگر به سرو اندر چمن                    هرکه دید آن سرو سیم اندام را

صبر کن حافظ به سختی روز و شب            عاقبت روزی بیابی کام را

خوب اینم از فال دیگه چی میمونه ؟؟؟

تولدت مبارکتولدت مبارک

 

دیگه این که بزار از طرف دوستایی که قراره بیان و مهمونایی که اومدن به این مهمونی بهت تبریک بگم و ازشون تشکر کنم واسه حضورشون ،

راستی خواستم واست کارت تبریک بدم (بفرستم به ایمیلت ) ،کارت جیگملی و خوشگل پیدا نکردم ولی همین جوری بازم بهت تبریک میگم.

زیر سایه حق ،عمر با عزت داشته باشی.

خوب مهمونی تموم شد ،بهت بد گذشت ؟به بزرگی خودت ببخش.

اگه مهمونیمون چیزی کم داشت مثلن اگه بادکنک و کیک و از این جور چیزا نداشتیم ببخش تند تندی شد وقت نشد تهیه کنیم.

 

یا حق.

تولدت مبارکتولدت مبارکتولدت مبارکتولدت مبارک

 

پ .ن : از بدشانسی تولدت مصادف شد با 28 صفر ، منم بالاجبار باید طوری تو وبلاگت مطلب میزاشتم که یه کم از مراسم گذشته باشه

تولدت مبارکتولدت مبارک

 

 




کلمات کلیدی :تولد و کلمات کلیدی :طنز و کلمات کلیدی :عاشقانه و کلمات کلیدی :اشعار




نویسنده : عاشق مهربون ; ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٧

 

once all the scientists die and go to heaven
They decide to play Hide-n-seek

 

روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند
آنها تصمیم گرفتند تا قایم موشک بازی کنند

 

Unfortunately Einstein is the one who has the den
He Is supposed to count up to ۱۰۰
and then start searching

 

متاسفانه انشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت.
او باید تا ۱۰۰ میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.

 

Everyone starts hiding except Newton

 

همه پنهان شدند الا نیوتون …

 

Newton just draws a square of ۱ meter
and stands in it Right in front of
Einstein

 

نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد.
دقیقا در مقابل انشتین.

 

Einstein s
counting…۹۷, ۹۸, ۹۹.۱۰۰

 

انشتین شمرد ۹۷,۹۸,۹۹,۱۰۰

 

He opens his eyes and finds Newton standing in front
Einstein says Newton s out… Newton s out

 

او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش
ایستاده.انشتین فریاد زد نیوتون بیرون سوک سوک (یا همان ساک ساک) نیوتون بیرون( سو ک سوک).

 

Newton denies and says I am not out
نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم.

 
He claims that he is not Newton
او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم.
 
All the scientists come out to see how
he proves that he is not Newton


 

تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن
تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست…
 
Newton says I am standing in a square of area ۱m squared
That makes me Newton per meter squared
 
نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام…
که منو نیتون بر متر مربع میکنه
 
Since one Newton per Meter squared is one Pascal
I\'m Pascal, Therefore Pascal is out
 
از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر یک پاسکال می باشد
بنابراین من پاسکالم پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال ساک ساک _(سوک سوک).




کلمات کلیدی :داستان




نویسنده : عاشق مهربون ; ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ بهمن ۱۳۸٧

 

 

دخترها: بعضی از اونا واقعاً می خونند حالا چی می خونند خدا میدونه ولی واسه اینکه تابستون راحت باشن و به بهانه ی کلاس سنتور , نقاشی و ... با دوست پـسر عزیزشون برن عشق و صفا به دلیل مسایل غیر اخلاقی ادامشو نمی نویسم وقتی میرن سر کتاب تا یکی دو ساعت دیگه کلشونو از کتاب بر نمی دارن . عادت دارن زیر مطالب کتاب خط بکشن که بعدا بخونن! بعضی هاشون هم که مثلا درس می خونن کتاب جلوشونه چشمشون هم روی کتابه ولی حواسشون یه جای دیگس ...( پیشه همون پسره که با هم رفتن ددر ) یه عده ای هم هستن که به بهونه اینکه مشکل دارن زنگ میزنن خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود یک ساعت و اندی به طوری که اشک و دود تلفن در میاد برای هم قصه بی بی چساره تعریف می کنند یه سری هم به دلیل اینکه دوست پسر ندارن و انگیزه ای برای دو در کردن کلاسا ندارن مجبورن خر بزنن تا برن دانشگاه ( اخه شنیدن تو دانشگاه دوست پسر فراوونه ) نکته دلیل اینکه پسرا نمیرن دانشگاه همین دختراس( البته از نوع سیریشش )

و اما پسر ها: یا درس نمی خونن یا وقتی می خوان بخونن باید حسش بیاد. وقتی حسش میاد که شب امتحانه ... یه کم که درس خوندن یه موردی پیش میاد و بهش خیره می شن و به یه چیزی فکر می کنن بعد انگار که درس خوندن بلند میشن میرن استراحت می کنن بعد از یک ساعت استراحت دوباره میرن میشینن فکر می کنن . وقتی فکرشون تموم شد کتاب رو ورق میزنن یه کم براندازش میکنن وزنش می کنن استخاره می کنن برای خودشون تقسیمش می کنن میگن تا ساعت فلان اینقدر می خونم تا ساعت فلان اینقدر بعد میرن استراحت کنن . حین استراحت حسشون تموم میشه حال ندارن برن بخونن ولی چون می دونن فردا امتحان دارن پا میشن میرن سر کتابشون. همینجور که می خونن هیچی حالیشون نیست چون جای دیگه فکر می کنن( لازم به ذکر است که هیچ وقت در هیچ موقعیتی فکر نمی کنن فقط موقع درس خوندن فکرشون میاد بعد از نیم ساعت دوباره میرن استراحت، بعد سه ربع استراحت می بینن خیلی دیر شده .دوباره میرن درس بخونن این بار می خونن یه چیزایی هم یاد میگیرن ولی چیزایی که یاد نمی گیرن رو میذارن که فردا از دوستاشون بپرسن یه کم به معلمشون فحش میدن می گن اینارو درس نداده خلاصه آخرش نمیرسن کتاب رو تموم کنن فردا میرن میبینن که دوستاشون یه چیزایی می گن که تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خط خطی میشه اونایی هم که خونده بودن یادشون میره به همین سادگی.

 





کلمات کلیدی :طنز




نویسنده : عاشق مهربون ; ساعت ۳:۱٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ دی ۱۳۸٧

این نوشته فقط جنبه ی طنز دارد و قصد توهین به خانم قراهانی را ندارد

در جراید آمده است:

- فروش عروسک گلشیفته فراهانی از فروش عروسک‌های دارا و سارا و عروسک‌های باربی پیشی گرفت.

- از گلشیفته فراهانی برای اجرای برنامه‌ی زنده‌ی ماه رمضان سال آینده شبکه سه، دعوت بعمل آمد.

- جایزه‌ی صلح نوبل به گلشیفته فراهانی تعلق گرفت.

- گلشیفته فراهانی، دبیر جشنواره فیلم “زن، حیا، سینما” شد.

- گلشیفته فراهانی: “‌خواستم نشان بدهم که گیس بریده نیستم و اندازه‌ی دم خر مو دارم.”

- گلشیفته فراهانی: “یه شب دیکاپریو اومد به خوابم. گفتم بذار دستتو ببوسم.”

- گلشیفته فراهانی: “دفتر هالییوود را در ایران راه اندازی خواهم کرد.”

- گلشیفته فراهانی: ” ‌خواستم ایمان مردم را آزمایش کنم.”

- گلشیفته فراهانی: “شاید در انتخابات شرکت کنم.”

- گلشیفته فراهانی: “همه‌اش فیلم بود به خدا. واقعی نبود که.”

- گلشیفته فراهانی: “اون عکسا را با نرم افزار FIFA 2008 درست کرده‌اند.”

- گلشیفته فراهانی: “رفیق بد و ذغال خوب…”

- گلشیفته فراهانی: “مهم دل است.”

- گلشیفته فراهانی: “ما هنرمندان، متعلق به همه‌ی مردم هستیم.”

- گلشیفته فراهانی: “روسری‌ام را شسته بودم، پهن کرده بودم روی بند. هنوز خشک نشده بود.”

- گلشیفته فراهانی: “از معلم کلاس اولم که مشوقم بود تشکر می‌کنم.”

- گلشیفته فراهانی: “کاش «ملاقی‌پور» زنده بود و این افتخار را می‌دید.”

- گلشیفته فراهانی: “اقدام من یک فوتینای بزرگ به سانسور بود.”

- گلشیفته فراهانی: “شاید یک روزنامه و حزب افتتاح کنم.”

- گلشیفته فراهانی: “سایت «Google» از من بخاطر افزایش سرچ مردم ایران تشکر کرد.”

- گلشیفته فراهانی: “من گلشیفته فراهانی ۱۸+ سال دارم.”

- گلشیفته فراهانی: “باید سینمای دینی را تقویت کرد.”

- گلشیفته فراهانی: “خواستم نشان بدهم که هیچ شامپویی، شامپو تخم مرغی‌های داروگر نمی‌شه.”

- گلشیفته فراهانی: “این که چیزی نیست. دارم براتون.”

- گلشیفته فراهانی: “اصلاً به کسی چه مربوط؟“

- گلشیفته فراهانی: “لیاقتتون همون «حسن گلاب» کچل است.”

- گلشیفته فراهانی: “اگه میتونی منو بگیر!”

- گلشیفته فراهانی: “حالا که فهمیدم چهار تا شوید مو، اینقدر توجه مردم را جلب می‌کنه، می‌خواهم بروم همه جای بدنم مو بکارم.”

- گلشیفته فراهانی: “تا وقتی زنده‌ام نمیگذارم مردم با عکس یانگوم حال کنند.”

- گلشیفته فراهانی: “صد بار به «فرج الله سلحشور» گفتم که اجازه بدهد من نقش زلیخا را بازی کنم؛ ولی قبول نکرد."

 

در ادامه مطلب چند عکس از گلشیفته 

نویسنده یکی از طرفدترتن گلشیفته میباشد و هرگز قصد توهین به این بازیگر را نداشته است




کلمات کلیدی :طنز




نویسنده : عاشق مهربون ; ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٧

اساتید و بزرگان ادبیات فارسی برای اینکه در آینده ای نه چندان دور، بعضی از ضرب المثل های اصیل ایرانی - به علت وجود بعضی از لغات و اصطلاحات - از بین نروند، تصمیم گرفتند که برخی از این ضرب المثل ها را به گونه زیر بازسازی کنند:

  • بیف استراگانوفه خالته، بخوری پاته نخوری پاته!

  • موش تو سوراخ نمی رفت ساید بای ساید به دمبش می بست!

  • آب در “آب سرد کن” و ما تشنه لبان می گردیم!

  • آب که سر بالا میره، قورباغه “هوی متال” میخونه!!!

  • پرادو سواری دولا دولا نمیشه!

  • نابرده رنج گنج میسر نمی شود — مزد آن گرفت جان برادر که کلاه برداری کرد

  • “کافی میت” نخورده و دهن سوخته!

  • اسکانیا بیار باقالی بار کن!

  • گر صبر کنی ز قوره، لوپ لوپ سازی!

  • پاتو از پارکتت درازتر نکن!

  • هری پاتر آخرش خوشه!

  • قربون بند کیفتم، تا کارت سوخت داری رفیقتم!

  • گیرم پاپی تو بود فاضل — از فضل پاپی تو را چه حاصل

  • ندیدیم اورانیم ولی دیدیم دست مردم!

  • ادکلن آن است که خود ببوید — نه آنکه فروشنده بگوید

  • ماکرو ویو به ماکرو ویو می گه روت سیاه!

  • بزک نمیر بهار میاد آناناس با خیار درختی میاد!

  • یا منچستریه منچستری یا رُمیه رُمی)

  • سرش بوی پیتزای سبزیجات میده!!!

  • آنتی بیوتیک بعد از مرگ سهراب!




کلمات کلیدی :طنز